فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

219

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

خواص عساكر خود و عساكر خاصّه و ايكچيان حضرت خان عاليمكان روى عزم بجانب قتال آورده ، در آن معركهء مردى ، داد پهلوانى و رجوليت دادند و ابواب هلاك و بوار بر روى مخالفان دولت ابد پيوند گشادند . در آن بوم از شاهباز عزم سلطانى نهضتى جهة شكار اعداء نابكار كامكار روى نمود كه چرخ نيلگون فلك اخضر را چنگال شكسته گشت و شاهين قضا بر پنجهء مردى سلطانى هزار آفرين گفت . حضرت سلطان حملهء فرمود كه از صولت آن رستم عجم در چاه خجالت سر فرو برد و سفنديار [ را ] از انفعال صولت آن قتال پاى در مغاك هلاك فرو رفت . تير از سهم شجاعت جوانان كار پى زده در خاك نشست و كمانرا از شدّت بأس آن مصاف پشت دو تا شد ، نيزه با قد خميده همچو مار در ثقب اندرون غرق خون استقرار مىپذيرفت و شمشير تا از مقرّ غلاف بيرون آمده بود قرار گاهى غير كلهء دشمنان نمىيافت . زره با هزار ديده بر دشمنان خون ميگريست و سپر هر چند سينهء آهنين پيش كرده بود [ 96 پ ] فامّا از زخم گرز گران روى در پيچيده بىتاب مىنمود . ابيات ساخت صفّ قزاق را ويران * صولت حملهء تمور سلطان شعله زد عزم آتش آهنگش * چرخ را سوخت آتش جنگش پير بهرام چرخ ازو خجل است * پيش او آفتاب منفعل است دشمن امروز ميكشد كورى * ديده گويا نهيب تيمورى تمر اندر عرب حديد بود * بأس او بىشكى شديد بود تو ز قرآن حديد نشنيدى * « فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ » « 1 » نشنيدى تا ابد باد پاس و قوّت او * پاس‌دار جهان مروت او القصه بعد از جريان محاربات شديده فيما بين و اقدام بر وظايف ضرب و حرب از طرفين ، عساكر منصورهء سلطانان را قوّت و شدّت از جانب حضرت سلطان

--> ( 1 ) - سورة الحديد قسمتى از آيهء : 25 .